بازجویی
bâz-juyi
اسم
- بازجویی
- بازپرسی
- استنطاق
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بازخواست
- دادخواهی
دستور زبانِ Vernehmung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Vernehmung
- جمع
- die Vernehmungen
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈneːmʊŋ]
همهٔ صورتها
- Vernehmungen
- Vernehmungen
- Vernehmungen
- Vernehmungen
مثالها
Das ist eine Vernehmung, kein Prozess.
این یک بازجویی است نه یک محاکمه.