حدس
hads[hæd̪s]
اسم
- حدس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- احتمال
- توهم
- پنداشت
- نظر پردازی
- گمانه زنی
- فرض
- پندار
- گمان
- انگاشت
دستور زبانِ Vermutung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Vermutung
- جمع
- die Vermutungen
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈmuːtʊŋ]
همهٔ صورتها
- Vermutungen
- Vermutungen
- Vermutungen
- Vermutungen
مثالها
Viele Tassen Kaffee waren nötig, bis aus der Vermutung ein mathematischer Satz geworden war.
بسیاری فنجان قهوه مورد نیاز است تا از یک حدسیه یک قضیهٔ ریاضی به وجود آید.
Ist dies Wissen oder nur Vermutung?
آیا این یقین است یا فقط حدس؟
meine Vermutung war nicht ganz richtig
حدس من چندان درست نبود
er äusserte die Vermutung
او احتمال می داد