فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مصدوم

تأییدنشده

der Verletzter جمع: die Verletzte, die Verletzten اسم

اسم

  • مصدوممَصدومتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شخص زخمیشَخصِ زَخمیتأییدنشده

دستور زبانِ Verletzter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verletzten
جمع
die Verletzte, die Verletzten
تلفظ
[fɛɐ̯ˈlɛt͡stɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Verletzterحالت نهادی، مفرد
  • Verletzteحالت نهادی، جمع
  • Verletztenحالت اضافی، مفرد
  • Verletzterحالت اضافی، جمع
  • Verletztemحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Verletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Verletztenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Verletzteحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Verletzteحالت نهادی، مفرد
  • Verletztenحالت نهادی، جمع
  • Verletztenحالت اضافی، جمع
  • Verletztenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Verletztenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er beschäftigte sich mit Gesundheitspflege und Therapie von Verletzten.

او به مرمت حال و مداوای مجروحان مشغول شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #7467049), cojiluc (fa #7429578), tatoeba.org
منابع و مجوزها