فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جرم

jorm, jerm[d͡ʒoɹm][d͡ʒeɹm]

das Vergehen جمع: die Vergehen اسم

اسم

  • جرمjorm, jermجُرم[d͡ʒoɹm][d͡ʒeɹm]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقصیرtaġsirتَقصیر[t̪ʰæʁ.síːɹ]تأییدنشده
  • بزهکاریبِزِهکاریتأییدنشده
  • خطاxatâخَطا[xæ.t̪ʰɒ́ː]تأییدنشده

دستور زبانِ Vergehen

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Vergehens
جمع
die Vergehen
تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • Vergehensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Viele Fahrer halten Vergehen im Straßenverkehr für Kavaliersdelikte.

بعضی از رانندگان رفتار چهارپا سواری نسبت به قوانین جاده دارند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5645288), cojiluc (fa #7836483), tatoeba.org
منابع و مجوزها