فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خاطر خواه

تأییدنشده

der Verehrer جمع: die Verehrer اسم

اسم

  • خاطر خواهخاطِر خواهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خواستگارxâstegârخواستِگار[xɒːs.t̪ʰe.ɡɒ́ːɹ]تأییدنشده
  • ستایشگرتأییدنشده
  • عبادتکنندهتأییدنشده
  • پرستندهتأییدنشده
  • طرفدارtarafdârطَرَفدار[t̪ʰæ.ɹæf.d̪ɒːɹ](admirer)تأییدنشده
  • فنfann, fan[fæn][fæn(ː)](admirer)تأییدنشده
  • هوادارهَوادار(admirer)تأییدنشده

دستور زبانِ Verehrer

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verehrers
جمع
die Verehrer
تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔeːʁɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Verehrerحالت نهادی، مفرد
  • Verehrerحالت نهادی، جمع
  • Verehrersحالت اضافی، مفرد
  • Verehrerحالت اضافی، جمع
  • Verehrerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Verehrernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Verehrerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Verehrerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها