بزهکار
bezehkâr[be.zeɦ.kʰɒ́ːɹ]
اسم
- بزهکار
- مجرم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تبهکار
- جانی
دستور زبانِ Verbrecher
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Verbrechers
- جمع
- die Verbrecher
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈbʁɛçɐ]
همهٔ صورتها
- Verbrechers
- Verbrechern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Man schickte den Verbrecher ins Exil.
مجرم به تبعید فرستاده شد.
die Exekution des Verbrechers
اعدام جانی