فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بزهکار

bezehkâr[be.zeɦ.kʰɒ́ːɹ]

der Verbrecher جمع: die Verbrecher اسم

اسم

  • بزهکارbezehkârبِزِهکار[be.zeɦ.kʰɒ́ːɹ](person guilty of a crime, breaking the law)
  • مجرمmojremمُجرِم[mod͡ʒ.ɹém](person guilty of a crime, breaking the law)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تبهکارتَبَهکارتأییدنشده
  • جانیjâni[d͡ʒɒː.níː]تأییدنشده

دستور زبانِ Verbrecher

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verbrechers
جمع
die Verbrecher
تلفظ
[fɛɐ̯ˈbʁɛçɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Verbrechersحالت اضافی، مفرد
  • Verbrechernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Man schickte den Verbrecher ins Exil.

مجرم به تبعید فرستاده شد.

die Exekution des Verbrechers

اعدام جانی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Vortarulo (de #4431223), cojiluc (fa #13091571), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها