فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مصرف کننده

der Verbraucher جمع: die Verbraucher اسم

اسم

  • مصرف کنندهمَصرَف کُنَنده(person purchasing goods)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کاربرkârbar[kʰɒːɹ.bæɹ](one who uses something, a consumer)تأییدنشده

دستور زبانِ Verbraucher

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Verbrauchers
جمع
die Verbraucher
تلفظ
[fɛɐ̯ˈbʁaʊ̯xɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Verbrauchersحالت اضافی، مفرد
  • Verbrauchernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Wir Verbraucher müssen mehr inländische Produkte kaufen.

ما مصرف‌کنندگان باید بیشتر محصولات داخلی بخریم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1790388), cojiluc (fa #7777503), tatoeba.org
منابع و مجوزها