فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باند کردن

تأییدنشده

Verband anlegen
عبارت

عبارت

  • باند کردنباند کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ضماد کردنضِماد کَردَنتأییدنشده
  • پانسمان کردنپانسِمان کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها