فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رأی گیری مستقیم

تأییدنشده

die Urabstimmung جمع: die Urabstimmungen اسم

اسم

  • رأی گیری مستقیمرأی گیریِ مُستَقیمتأییدنشده

دستور زبانِ Urabstimmung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Urabstimmung
جمع
die Urabstimmungen
تلفظ
[ˈuːɐ̯ʔapˌʃtɪmʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Urabstimmungحالت نهادی، مفرد
  • Urabstimmungenحالت نهادی، جمع
  • Urabstimmungحالت اضافی، مفرد
  • Urabstimmungenحالت اضافی، جمع
  • Urabstimmungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Urabstimmungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Urabstimmungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Urabstimmungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها