جهالت
اسم
- جهالت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جهل
- نادانی
دستور زبانِ Unwissen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Unwissens
- تلفظ
- [ˈʊnˌvɪsn̩]
همهٔ صورتها
- Unwissens
مثالها
Je mehr wir lernen, desto mehr bemerken wir unser eigenes Unwissen.
هرچه بیشتر یاد میگیریم، به همان اندازه به نادانی خود بیشتر واقف میشویم.
Sein Wissen und sein Unwissen waren gleichermaßen bemerkenswert.
نادانیش مانند دانشش قابل توجه بود.
Sein Unwissen war ebenso bemerkenswert wie sein Wissen.
نادانیش مانند دانشش قابل توجه بود.