فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طوفان

tufân[t̪ʰuː.fɒ́ːn]

das Unwetter جمع: die Unwetter اسم

اسم

  • طوفانtufân[t̪ʰuː.fɒ́ːn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هوای شدیدتأییدنشده

دستور زبانِ Unwetter

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Unwetters
جمع
die Unwetter
تلفظ
[ˈʊnˌvɛtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Unwettersحالت اضافی، مفرد
  • Unwetternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Im Leben geht es nicht darum zu warten, dass das Unwetter vorbeizieht, sondern zu lernen im Regen zu tanzen.

زندگی دربارهٔ این نیست که صبر کرد تا اینکه هوای نامساعد تمام شود نیست، بلکه دربارهٔ آموختن رقصیدن در باران است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1814180), cojiluc (fa #7555554), tatoeba.org
منابع و مجوزها