طوفان
tufân[t̪ʰuː.fɒ́ːn]
اسم
- طوفان
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هوای شدید
دستور زبانِ Unwetter
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Unwetters
- جمع
- die Unwetter
- تلفظ
- [ˈʊnˌvɛtɐ]
همهٔ صورتها
- Unwetters
- Unwettern
مثالها
Im Leben geht es nicht darum zu warten, dass das Unwetter vorbeizieht, sondern zu lernen im Regen zu tanzen.
زندگی دربارهٔ این نیست که صبر کرد تا اینکه هوای نامساعد تمام شود نیست، بلکه دربارهٔ آموختن رقصیدن در باران است.