فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیوفایی

bi-vafâyi[biː.væ.fɒː.jiː]

die Untreue اسم

اسم

  • بیوفاییbi-vafâyiبی وَفائی[biː.væ.fɒː.jiː]

دستور زبانِ Untreue

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Untreue
تلفظ
[ˈʊnˌtʁɔɪ̯ə]

مثال‌ها

Treue kann man nie genug vergelten, Untreue nie genug bestrafen.

وفاداری را هرگز نمی‌توان به اندازهٔ کافی تلافی کرد، خیانتکاری را هرگز نمی‌توان به اندازه کافی مجازات کرد.

Untreue ist das Ende der Liebe.

خیانت پایان عشق است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3093939), cojiluc (fa #7939054), tatoeba.org
  2. ۲: kutschektar (de #8109991), AsliAbbasi (fa #905176), tatoeba.org
منابع و مجوزها