فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انقطاع

die Unterbrechung جمع: die Unterbrechungen اسم

اسم

  • انقطاعاِنقِطاع(interruption)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قطعġat'قَطع[qæt̪ʰʔ]تأییدنشده

دستور زبانِ Unterbrechung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Unterbrechung
جمع
die Unterbrechungen
تلفظ
[ˌʊntɐˈbʁɛçʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Unterbrechungحالت نهادی، مفرد
  • Unterbrechungenحالت نهادی، جمع
  • Unterbrechungحالت اضافی، مفرد
  • Unterbrechungenحالت اضافی، جمع
  • Unterbrechungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Unterbrechungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Unterbrechungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Unterbrechungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich entschuldige mich bei Ihnen für die Unterbrechung.

بابت وقفه از شما عذرخواهی می‌کنم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: misshii (de #2133520), reto (fa #3807213), tatoeba.org
منابع و مجوزها