فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیراهه

der Umweg جمع: die Umwege اسم

اسم

  • بیراهه(diversion or deviation)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انحرافاِنحِرافتأییدنشده
  • مسیر انحرافی(diversion or deviation)تأییدنشده

دستور زبانِ Umweg

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Umwegs, des Umweges
جمع
die Umwege
تلفظ
[ˈʊmˌveːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Umwegeحالت نهادی، جمع
  • Umwegsحالت اضافی، مفرد
  • Umwegesحالت اضافی، مفرد
  • Umwegeحالت اضافی، جمع
  • Umwegeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Umwegenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Umwegeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Misserfolge sind oft notwendige Umwege zum Erfolg.

شکستها غالبا میان‌برهای لازم به پیروزی هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1892834), cojiluc (fa #13071226), tatoeba.org
منابع و مجوزها