اجرا
ejrâ[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː]
اسم
- اجرا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحقق
- تعمیل
- پیادهسازی
دستور زبانِ Umsetzung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Umsetzung
- جمع
- die Umsetzungen
- تلفظ
- [ˈʊmˌzɛt͡sʊŋ]
همهٔ صورتها
- Umsetzungen
- Umsetzungen
- Umsetzungen
- Umsetzungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
etwas zur Umsetzung bringen
چیزی را به مرحلهٔ اجرا گذاشتن
die Politik durch die Umsetzung des Gesetzes
دولت با تمکین از قانون