فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اجرا

ejrâ[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː]

die Umsetzung جمع: die Umsetzungen اسم

اسم

  • اجراejrâ[ʔed͡ʒ.ɹɒ́ː](die Ausführung, Verwirklichung)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحققtahaqqoq[t̪ʰæ.ɦæʁ.ɢóɢ̥](die Ausführung, Verwirklichung)تأییدنشده
  • تعمیلتَعمیلتأییدنشده
  • پیادهسازیتأییدنشده

دستور زبانِ Umsetzung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Umsetzung
جمع
die Umsetzungen
تلفظ
[ˈʊmˌzɛt͡sʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Umsetzungenحالت نهادی، جمع
  • Umsetzungenحالت اضافی، جمع
  • Umsetzungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Umsetzungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

etwas zur Umsetzung bringen

چیزی را به مرحلهٔ اجرا گذاشتن

die Politik durch die Umsetzung des Gesetzes

دولت با تمکین از قانون

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها