فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترویج

تأییدنشده

tarvij[t̪ʰæɹ.víːd͡ʒ̥]

der Umlauf جمع: die Umläufe اسم

اسم

  • ترویجtarvijتَرویج[t̪ʰæɹ.víːd͡ʒ̥](von Meinungen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دورdowr[d̪ówɹ]تأییدنشده
  • دورانdavarân, dowrân[d̪æ.væ.ɹɒ́ːn][d̪ow.ɹɒ́ːn]تأییدنشده
  • گردشgardešگَردِش[ɡʲæɹ.d̪éʃ]تأییدنشده

دستور زبانِ Umlauf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Umlaufes, des Umlaufs
جمع
die Umläufe
تلفظ
[ˈʊmˌlaʊ̯f]
همهٔ صورت‌ها
  • Umläufeحالت نهادی، جمع
  • Umlaufesحالت اضافی، مفرد
  • Umlaufsحالت اضافی، مفرد
  • Umläufeحالت اضافی، جمع
  • Umlaufeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Umläufenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Umläufeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

etwas in Umlauf bringen

چیزی را راوج دادن

ausbreiten, in Umlauf bringen

شیوع دادن

gebräuchlich, im Umlauf sein

متداول

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها