فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تونل

tunel

der Tunnel جمع: die Tunnel, die Tunnels اسم

اسم

  • تونلtunelتونِل(an underground or underwater passage)(tunnel)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قرارداد تونل‌زنی(Rechnernetz)تأییدنشده

دستور زبانِ Tunnel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tunnels
جمع
die Tunnel, die Tunnels
همهٔ صورت‌ها
  • Tunnelsحالت نهادی، جمع
  • Tunnelsحالت اضافی، مفرد
  • Tunnelsحالت اضافی، جمع
  • Tunnelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tunnelsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tunnelsحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Zug fuhr durch einen Tunnel.

قطار از تونل گذشت.

Licht am Ende des Tunnels

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سفید است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #880759), cojiluc (fa #10732243), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها