فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تومور

tumor

der Tumor جمع: die Tumoren, die Tumore اسم

اسم

  • تومورtumor(oncology, pathology: an abnormal growth)

دستور زبانِ Tumor

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tumors
جمع
die Tumoren, die Tumore
تلفظ
[ˈtuːmoːɐ̯], [tuˈmoːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Tumorenحالت نهادی، جمع
  • Tumoreحالت نهادی، جمع
  • Tumorsحالت اضافی، مفرد
  • Tumorenحالت اضافی، جمع
  • Tumoreحالت اضافی، جمع
  • Tumorenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tumorenحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Tumoreحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Tumor scheint gutartig zu sein.

تومور خوشخیم به نظر می‌رسد.

Der Tumor war gutartig.

تومور خوشخیم بود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: mairyu (de #6144162), cojiluc (fa #11656597), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3308025), cojiluc (fa #11656595), tatoeba.org
منابع و مجوزها