وفاداری
vafâdâri[væ.fɒː.d̪ɒː.ɹíː]
اسم
- وفاداری
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صداقت
- وفا
- وفاداری به اصل
- حقیقت
- ایمانداری
دستور زبانِ Treue
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Treue
- تلفظ
- [ˈtʁɔɪ̯ə]
مثالها
Wie definierst du Treue?
وفاداری را چگونه تعریف میکنی؟
Dem traue nie, der einmal Treue brach.
هرگز به کسی که عهد خود را یک بار شکست اعتماد نکن.
jem. wird seine Treue aufgeben
کسی نمک به حرامی خواهد بود
Zweifelst du an meiner Treue?
تو در مورد وفاداری من شک داری؟