قرار
ġarâr[qæ.ɹɒ́ːɹ]
اسم
- قرار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دیدار
- برخورد
دستور زبانِ Treffen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Treffens
- جمع
- die Treffen
- تلفظ
- [ˈtʁɛfn̩]
همهٔ صورتها
- Treffens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Unser Treffen war rein zufällig.
ملاقاتمان اتفاقی بود.
Sie sagten das Treffen ab.
آنها ملاقات را لغو کردند.
Das Treffen wurde auf nächsten Freitag verschoben.
ملاقات به جمعهٔ آینده موکول شد.
Wir müssen das Treffen absagen.
ما باید ملاقات را لغو کنیم.
Niemand war bei dem Treffen anwesend.
هیچکس در ملاقات حاضر نبود.
Wir müssen das Treffen absagen.
ما باید آن قرار ملاقات را لغو کنیم.
Wir mussten das Treffen wegen des Regens verschieben.
ما باید گردهمایی را به خاطر باران به تعویق بیندازیم.