غم
ġam[qæm]
اسم
- غم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ماتم
- سوگواری
- نوحه
- ترح
- سوکواری
- عزا داری
- نوحه گری
- اندوه
دستور زبانِ Trauer
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Trauer
- تلفظ
- [ˈtʁaʊ̯ɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Sorgen machen den Bart grau, Schreck und Trauer das Haar.
نگرانی ریشها را سفید میکند، وحشت و غم موها را.
Wir sind in Trauer.
ما در سوگ هستیم.
Auf Trauer folgt Heiterkeit.
پس از غم شادی میآید.
Heute ist ein Tag der Erinnerung und der Trauer.
امروز روز یادبود و سوگ است.
tiefe Trauer ergriff alle
اندوهی ژرف همه را گرفت
Die Rose und der Dorn sowie die Trauer und die Freude sind miteinander verbunden.
گل و خار و غم و شادی به همند.
jem. in Trauer stürzen
کسی را در سوگ وجود خویش نشاندن