فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترانسپوندر

تأییدنشده

der Transponder جمع: die Transponder اسم

اسم

  • ترانسپوندرتأییدنشده

دستور زبانِ Transponder

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Transponders
جمع
die Transponder
تلفظ
[tʁansˈpɔndɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Transpondersحالت اضافی، مفرد
  • Transpondernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها