توکیو
tokyo[t̪ʰokʰʲ.jó]
اسم خاص
- توکیو
دستور زبانِ Tokio
اسم خاص
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Tokio, des Tokios
- تلفظ
- [ˈtoːki̯oː]
همهٔ صورتها
- Tokios
مثالها
Im Vergleich zu Tokio ist London klein.
در قیاس با توکیو، لندن کوچک است.
Ein heftiges Erdbeben geschah in Tokio.
یک زلزله شدید در توکیو رخ داد.
Sie hat mich aus Tokio angerufen.
او از توکیو به من زنگ زد.
Ich glaube nicht, dass das Kind allein nach Tokio gekommen ist.
من باور نمی کنم که آن بچه به تنهایی به توکیو بیاید.