مرگ
marg[mǽɹɡʲ̥]
der Tod
- جمع:
- die Tode
- حالت اضافی:
- des Todes, des Tods
۱Sieg oder Tod!
پیروزی یا مرگ!
اسم
- مرگ
- موت
- فوت
- درگذشت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- وفات
دستور زبانِ Tod
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Todes, des Tods
- جمع
- die Tode
- تلفظ
- [toːt]
همهٔ صورتها
- Tod
- Tode
- Todes
- Tods
- Tode
- Tode
- Tod
- Toden
- Tod
- Tode
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Der Tod ist das Schicksal für jeden.
مرگ سرنوشتی برای همه است.
۱Sieg oder Tod!
پیروزی یا مرگ!
۳Was soll der fürchten, der den Tod nicht fürchtet?
از چه میترسد آنکه از مرگ نمیترسد؟
۴Niemand kann den Tod vermeiden.
هیچکس نمیتواند از مرگ جلوگیری کند.
۵Vom Schlaf zum Tode ist ein kleiner Weg.
از خواب تا مرگ راه کوتاهیست.
۶Lieben bis zum Tode.
عشق تا مرگ.
۷Sehr wenige Menschen fürchten nicht den Tod.
معدودی از انسانها از مرگ هراس ندارند.
۸Eifersucht ist der Tod der Liebe.
حسادت مرگ عشق است.
۹Die Geburt ist, auf eine Art, der Anfang des Todes.
تولد به نوعی آغاز مرگ است.
۱۰Der Tod ist gewiss, die Stunde nicht.
مرگ قطعی است اما زمانش نه.