عنوان
onvân[ʔoɱ.vɒ́ːn]
اسم
- عنوان
- تیتر
- لقب
دستور زبانِ Titel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Titels
- جمع
- die Titel
- تلفظ
- [ˈtiːtl̩], [ˈtɪtl̩]
همهٔ صورتها
- Titels
- Titeln
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Dieser Titel ist außerordentlich irreführend.
این عنوان فوق العاده گمراه کننده است.
Einen akademischen Titel kann man schnell bekommen, Erfahrung braucht Zeit.
یک عنوان دانشگاهی را میتوان زود به دست آورد، اما تجربه به زمان احتیاج دارد.
Titel und Ehrungen bedeuten mir nichts.
القاب و نشانها هیچ مفهومی برای من ندارند.
Dieser Titel sagt mir von der ganzen Platte am allermeisten zu.
این تنها آهنگیه که تو کل این دیسک دوست دارم.
Der Titel dieses Schauspiels ist "Othello".
عنوان این نمایشنامه، اوتللو است.