فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خل

تأییدنشده

der Tick جمع: die Ticks اسم

اسم

  • خلخُلتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ضعفza'fضَعَف[zæʔf]تأییدنشده

دستور زبانِ Tick

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tickes, des Ticks
جمع
die Ticks
تلفظ
[tɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • Ticksحالت نهادی، جمع
  • Tickesحالت اضافی، مفرد
  • Ticksحالت اضافی، مفرد
  • Ticksحالت اضافی، جمع
  • Ticksحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Ticksحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

das ist ein nervöser unheilbarer Tick

این یک تیک عصبی است که هیچ وقت درست بشو نیست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها