فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تون

تأییدنشده

Thun اسم خاص

اسم خاص

  • تون(city and municipality)تأییدنشده

اسم

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماهی تن(fish)تأییدنشده

دستور زبانِ Thun

اسم

obsolete

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Thuns
جمع
die Thune
تلفظ
[tuːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Thuneحالت نهادی، جمع
  • Thunsحالت اضافی، مفرد
  • Thuneحالت اضافی، جمع
  • Thunenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Thuneحالت مفعولی مستقیم، جمع

اسم خاص

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Thun, des Thuns
تلفظ
[tuːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Thunsحالت اضافی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها