فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اریکه

der Thron جمع: die Throne اسم

اسم

  • اریکهاَریکه(ornate seat)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تختtaxt[t̪ʰǽxt̪ʰ](ornate seat)تأییدنشده
  • سریرsarir(ornate seat)تأییدنشده
  • تخت سلطنتتَختِ سَلطَنَتتأییدنشده
  • تخت سلطنتیتأییدنشده

دستور زبانِ Thron

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Throns, des Thrones
جمع
die Throne
تلفظ
[tʁoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Throneحالت نهادی، جمع
  • Thronsحالت اضافی، مفرد
  • Thronesحالت اضافی، مفرد
  • Throneحالت اضافی، جمع
  • Throneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Thronenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Throneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

auf den Thron bringen

بر تحت نشاندن

Runter kommen vom Thron

پیاده شو با هم راه برویم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها