فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بافت

تأییدنشده

bâft[bɒːft̪ʰ]

die Textur جمع: die Texturen اسم

اسم

  • بافتbâft[bɒːft̪ʰ](Kristallographie)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پرداخت سطحتأییدنشده

دستور زبانِ Textur

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Textur
جمع
die Texturen
تلفظ
[tɛksˈtuːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Texturenحالت نهادی، جمع
  • Texturenحالت اضافی، جمع
  • Texturenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Texturenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein Seeigel hat eine schleimige Textur.

خارپشت دریایی بافتی لزج دارد

Ein Seeigel hat eine schleimige Textur.

توتیای دریایی بافتی لزج دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4466828), cojiluc (fa #12471452), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4466828), cojiluc (fa #12471449), tatoeba.org
منابع و مجوزها