فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تراتوم

تأییدنشده

das Teratom جمع: die Teratome اسم

اسم

  • تراتومتأییدنشده

دستور زبانِ Teratom

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Teratoms
جمع
die Teratome
تلفظ
[teʁaˈtoːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Teratomeحالت نهادی، جمع
  • Teratomsحالت اضافی، مفرد
  • Teratomeحالت اضافی، جمع
  • Teratomenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Teratomeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها