فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توپ تنیس

تأییدنشده

der Tennisball جمع: die Tennisbälle اسم

اسم

  • توپ تنیستأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تنیسtenisتِنیس[t̪ʰe.níːs]تأییدنشده

دستور زبانِ Tennisball

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tennisballes, des Tennisballs
جمع
die Tennisbälle
تلفظ
[ˈtɛnɪsˌbal]
همهٔ صورت‌ها
  • Tennisbälleحالت نهادی، جمع
  • Tennisballesحالت اضافی، مفرد
  • Tennisballsحالت اضافی، مفرد
  • Tennisbälleحالت اضافی، جمع
  • Tennisballeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Tennisbällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tennisbälleحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها