تنیس
tenis[t̪ʰe.níːs]
اسم
- تنیس
دستور زبانِ Tennis
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Tennis
- تلفظ
- [ˈtɛnɪs]
مثالها
Sie verbringt jeden Samstagnachmittag mit Tennis spielen.
او هر بعد از ظهر روز شنبه را به تنیس بازی میگذراند.
Ich spiele lieber Tennis, als dass ich schwimme.
تنیس بازی را بیشتر از شنا کردن دوست دارم.
Mein Vater mag Tennis.
پدرم تنیس دوست دارد.