راننده تاکسی
اسم
- راننده تاکسی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تاکسی ران
دستور زبانِ Taxifahrer
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Taxifahrers
- جمع
- die Taxifahrer
- تلفظ
- [ˈtaksiˌfaːʁɐ]
همهٔ صورتها
- Taxifahrers
- Taxifahrern
مثالها
Der Taxifahrer betrog den ausländischen Fahrgast.
رانندهٔ تاکسی، مسافر خارجی را فریب داد.
einige sind als Taxifahrer beschäftigt
برخی با رانندگی تاکسی اشتغال دارند