فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لش

تأییدنشده

der Taugenichts جمع: die Taugenichtse اسم

اسم

  • لشلَشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نخالهنُخالهتأییدنشده
  • آدم ریغوآدَمِ ریغوتأییدنشده
  • آدم کسلآدَمِ کَسِلتأییدنشده
  • شخص بی عرضهشَخصِ بی عُرضهتأییدنشده
  • مگس پرانمَگَس پَرانتأییدنشده
  • وارفتهوارَفتهتأییدنشده

دستور زبانِ Taugenichts

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Taugenichtses
جمع
die Taugenichtse
تلفظ
[ˈtaʊ̯ɡənɪçt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Taugenichtsحالت نهادی، مفرد
  • Taugenichtseحالت نهادی، جمع
  • Taugenichtsesحالت اضافی، مفرد
  • Taugenichtseحالت اضافی، جمع
  • Taugenichtsحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Taugenichtsenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Taugenichtsحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Taugenichtseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

du Taugenichts

تنه لش

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها