فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عناصر جرم

der Tatbestand جمع: die Tatbestände اسم

اسم

  • عناصر جرم
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موضوع جرمموضوعِ جُرمتأییدنشده

دستور زبانِ Tatbestand

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tatbestandes, des Tatbestands
جمع
die Tatbestände
تلفظ
[ˈtaːtbəˌʃtant]
همهٔ صورت‌ها
  • Tatbestandحالت نهادی، مفرد
  • Tatbeständeحالت نهادی، جمع
  • Tatbestandesحالت اضافی، مفرد
  • Tatbestandsحالت اضافی، مفرد
  • Tatbeständeحالت اضافی، جمع
  • Tatbestandحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Tatbestandeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Tatbeständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tatbestandحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Tatbeständeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها