عناصر جرم
der Tatbestand جمع: die Tatbestände اسم
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- موضوع جرمموضوعِ جُرمتأییدنشده
دستور زبانِ Tatbestand
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Tatbestandes, des Tatbestands
- جمع
- die Tatbestände
- تلفظ
- [ˈtaːtbəˌʃtant]
همهٔ صورتها
- Tatbestandحالت نهادی، مفرد
- Tatbeständeحالت نهادی، جمع
- Tatbestandesحالت اضافی، مفرد
- Tatbestandsحالت اضافی، مفرد
- Tatbeständeحالت اضافی، جمع
- Tatbestandحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Tatbestandeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Tatbeständenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Tatbestandحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Tatbeständeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها