فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رتیل

roteyl[ɹo.t̪ʰejl̥]

die Tarantel جمع: die Taranteln اسم

اسم

  • رتیلroteyl[ɹo.t̪ʰejl̥](wolf spider of the species Lycosa tarantula)(tarantula)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رطیلرَطیلتأییدنشده

دستور زبانِ Tarantel

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Tarantel
جمع
die Taranteln
تلفظ
[taˈʁantl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Tarantelnحالت نهادی، جمع
  • Tarantelnحالت اضافی، جمع
  • Tarantelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tarantelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich fürchte mich vor großen, schwarzen, haarigen Taranteln.

من از رطیل های بزرگ سیاه پشمالو می ترسم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #652325), mahdiye (fa #513723), tatoeba.org
منابع و مجوزها