فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رقص

raġs[ɹæʁs]

der Tanz جمع: die Tänze اسم

اسم

  • رقصraġsرَقص[ɹæʁs](movements to music)
  • دانس(movements to music)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پایکوبی(movements to music)کهنتأییدنشده

دستور زبانِ Tanz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tanzes
جمع
die Tänze
تلفظ
[tant͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Tänzeحالت نهادی، جمع
  • Tanzesحالت اضافی، مفرد
  • Tänzeحالت اضافی، جمع
  • Tanzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Tänzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Tänzeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. zum Tanz auffordern

بشکن و بالا بنداز

jem. zum Tanz auffordern

کسی را به رقص دعوت کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها