استعداد
este'dâd[ʔes.t̪ʰeʔ.d̪ɒ́ːd̪̥]
اسم
- استعداد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قابلیت
- فضائل
- اهلیت
- قریحه
- تالان
- تالنت
دستور زبانِ Talent
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Talentes, des Talents
- جمع
- die Talente
- تلفظ
- [taˈlɛnt]
همهٔ صورتها
- Talente
- Talentes
- Talents
- Talente
- Talente
- Talenten
- Talente
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Unzufriedenheit mit sich selbst bildet ein Grundelement jedes echten Talents.
ناخشنودی از خود یک عنصر پایهای از هر استعداد حقیقی را تشکیل میدهد.
Was Talent genannt wird, ist nichts anderes als fortgesetzte harte Arbeit, die richtig gemacht wird.
آنچه استعداد نامیده میشود، چیزی نیست جز پیگیری کار سخت که به درستی انجام میشود.
Tom ist sehr begabt und hat viel Talent.
تام خیلی با استعداد است و هنر فراوان دارد.
Ich habe kein Talent zur Faulheit.
من هیچ استعدادی برای تنبلی ندارم.
Talent ist Form, Genie Stoff.
استعداد قالب است، هوش ماده است.
Er hat ein bisschen vom Talent seines Vaters geerbt.
او اندکی از استعداد پدرش را به ارث برد.
Talent ist oft ein Charakterdefekt.
استعداد غالبا یک نقص شخصیتی است.
Jedes Talent hat zwei Feinde: die Bewunderung und den Neid.
هر استعدادی دو دشمن دارد: تحسین و حسادت.