فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عتاب

تأییدنشده

der Tadel جمع: die Tadel اسم

اسم

  • عتابعِتاب(harsh criticism)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقبیحتَقبیحتأییدنشده
  • مذمتمَذَمَتتأییدنشده
  • ملامتmalâmatمَلامَت[mæ.lɒː.mæt̪ʰ]تأییدنشده
  • نکوهشنِکوهِشتأییدنشده
  • سر زنشسَر زَنِشتأییدنشده
  • مؤاخذهمؤاخَذهتأییدنشده
  • انتقادenteqâdاِنتِقاد[ʔen̪.t̪ʰe.ʁɒːd̪̥](act of criticising)تأییدنشده
  • نقدnaġdنَقد[næʁd̪̥](act of criticising)تأییدنشده
  • تنقیدtanġid[t̪ʰæɴ.ɢíːd̪̥](act of criticising)تأییدنشده

دستور زبانِ Tadel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Tadels
جمع
die Tadel
تلفظ
[ˈtaːdl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Tadelsحالت اضافی، مفرد
  • Tadelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها