فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صحنه

sahne[sæɦ.né]

die Szene جمع: die Szenen اسم

اسم

  • صحنهsahneصَحنه[sæɦ.né](the location of an event that attracts attention)(scene)

دستور زبانِ Szene

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Szene
جمع
die Szenen
تلفظ
[ˈst͡seːnə]
همهٔ صورت‌ها
  • Szeneحالت نهادی، مفرد
  • Szenenحالت نهادی، جمع
  • Szeneحالت اضافی، مفرد
  • Szenenحالت اضافی، جمع
  • Szeneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Szenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Szeneحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Szenenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Szene ein Ende setzen

غائله ختم کردن

er betritt die Szene

پایش را رو صحنه می گذارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها