تقارن
die Symmetrie جمع: die Symmetrien اسم
اسم
- تقارنتَقارُن(فیزیک)(correspondence on either side of a dividing line, plane, center or axis)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تناسبtanâsobتَناسُب[t̪ʰæ.nɒː.sób̥]تأییدنشده
- قرینهقَرینهتأییدنشده
دستور زبانِ Symmetrie
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Symmetrie
- جمع
- die Symmetrien
- تلفظ
- [zʏmeˈtʁiː]
همهٔ صورتها
- Symmetrienحالت نهادی، جمع
- Symmetrienحالت اضافی، جمع
- Symmetrienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Symmetrienحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
Symmetrie ist langweilig.
تقارن خستهکننده است.
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: Manfredo (de #820987), pliiganto (fa #795700), tatoeba.org
منابع و مجوزها