فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقارن

die Symmetrie جمع: die Symmetrien اسم

اسم

  • تقارنتَقارُن(فیزیک)(correspondence on either side of a dividing line, plane, center or axis)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تناسبtanâsobتَناسُب[t̪ʰæ.nɒː.sób̥]تأییدنشده
  • قرینهقَرینهتأییدنشده

دستور زبانِ Symmetrie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Symmetrie
جمع
die Symmetrien
تلفظ
[zʏmeˈtʁiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Symmetrienحالت نهادی، جمع
  • Symmetrienحالت اضافی، جمع
  • Symmetrienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Symmetrienحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Symmetrie ist langweilig.

تقارن خسته‌کننده است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #820987), pliiganto (fa #795700), tatoeba.org
منابع و مجوزها