فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بستر

bastar, bestar[bæs.t̪ʰæɹ][bes.t̪ʰæɹ]

das Substrat جمع: die Substrate اسم

اسم

  • بسترbastar, bestarبَستَر[bæs.t̪ʰæɹ][bes.t̪ʰæɹ](زیست‌شناسی)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زیرلایه(علوم مواد)تأییدنشده

دستور زبانِ Substrat

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Substrates, des Substrats
جمع
die Substrate
تلفظ
[zʊpˈstʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Substrateحالت نهادی، جمع
  • Substratesحالت اضافی، مفرد
  • Substratsحالت اضافی، مفرد
  • Substrateحالت اضافی، جمع
  • Substrateحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Substratenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Substrateحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها