صندلی
sandali[sæn̪.d̪æ.líː]
اسم
- صندلی
- کرسی
- چوکی
دستور زبانِ Stuhl
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Stuhls, des Stuhles
- جمع
- die Stühle
- تلفظ
- [ʃtuːl]
همهٔ صورتها
- Stuhl
- Stühle
- Stuhls
- Stuhles
- Stühle
- Stuhl
- Stuhle
- Stühlen
- Stuhl
- Stühle
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht jeder weiche Stuhl eignet sich zum Sitzen.
نه هر صندلی نرمی مختص نشستن است.
Dieser Stuhl ist unbequem.
این صندلی راحت نیست.
Im Esszimmer steht ein Glastisch mit fünf Stühlen.
در اتاق غذاخوری یک میز شیشهای با پنج صندلی قرار دارد.
Der Stuhl ist mir zu niedrig.
صندلی برای من زیادی پایین است.
Diese Stühle sind unbequem.
این صندلیها راحت نیستند.
Er sitzt zwischen zwei Stühlen.
او بین دو صندلی نشسته است.
Ich habe Blut im Stuhl
در مدفوع من خون وجود دارد
Tod durch elektrischen Stuhl
با جریان برق اعدام می شود
Der Junge saß auf einem Stuhl.
پسر روی یک صندلی نشست.
zwischen 2 Stühlen sitzen
با یک دست نمی توان دو هندوانه گرفت