دانشجو
dânešju[d̪ɒː.neʃ.d͡ʒúː]
اسم
- دانشجو
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دانشآموز
- شاگرد
دستور زبانِ Studentin
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Studentin
- جمع
- die Studentinnen
- تلفظ
- [ʃtuˈdɛntɪn]
همهٔ صورتها
- Studentinnen
- Studentinnen
- Studentinnen
- Studentinnen
مثالها
Sie ist eine Studentin, die ernsthaft studiert.
او یک دانشجوست که به طور جدی مطالعه میکند.
Sue ist eine amerikanische Studentin.
سو یک دانشجوی آمریکائی است.
Als ich in Bukarest Anka traf, war sie Studentin.
وقتی آنکا را در بخارست ملاقات کردم مشغول درس خواندن بود.