فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قدرت شکست

تأییدنشده

der Stromausfall جمع: die Stromausfälle اسم

اسم

  • قدرت شکستقُدرَت شِکَستتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قطع برقتأییدنشده

دستور زبانِ Stromausfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Stromausfalles, des Stromausfalls
جمع
die Stromausfälle
تلفظ
[ˈʃtʁoːmʔaʊ̯sˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Stromausfälleحالت نهادی، جمع
  • Stromausfallesحالت اضافی، مفرد
  • Stromausfallsحالت اضافی، مفرد
  • Stromausfälleحالت اضافی، جمع
  • Stromausfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Stromausfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Stromausfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Stromausfall verursachte eine Störung in der Fabrik.

قطع برق سبب اختلال در کارخانه شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #7414359), cojiluc (fa #7409069), tatoeba.org
منابع و مجوزها