فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طناب

tanâb[t̪ʰæ.nɒ́ːb̥]

der Strick جمع: die Stricke اسم

اسم

  • طنابtanâbطَناب[t̪ʰæ.nɒ́ːb̥](textiles Seil)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خفت(adjustable loop or rope)تأییدنشده
  • کمندkamandکَمَند[kʰʲæ.mæn̪d̪̥](adjustable loop or rope)تأییدنشده

دستور زبانِ Strick

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Strickes, des Stricks
جمع
die Stricke
تلفظ
[ʃtʁɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • Strickeحالت نهادی، جمع
  • Strickesحالت اضافی، مفرد
  • Stricksحالت اضافی، مفرد
  • Strickeحالت اضافی، جمع
  • Strickeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Strickenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Strickeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

jem. einen Strick drehen

زه کسی را کشیدن

jemandem einen Strick drehen

برای کسی پا پیچ ساختن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها