فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نیروی نظامی

die Streitkraft جمع: die Streitkräfte اسم

اسم

  • نیروی نظامینیرویِ نِظامی

دستور زبانِ Streitkraft

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Streitkraft
جمع
die Streitkräfte
تلفظ
[ˈʃtʁaɪ̯tˌkʁaft]
همهٔ صورت‌ها
  • Streitkräfteحالت نهادی، جمع
  • Streitkräfteحالت اضافی، جمع
  • Streitkräftenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Streitkräfteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

er mobilisiert seine Streitkräfte gegen ihn

او لشکر خودرا برای حمله به او بسیج می کند

er mobilisiert seine Streitkräfte zum Angriff gegen ihn

او لشکر خودرا برای حمله به او بسیج می کند

Streitkräfte in Alarmzustand versetzen

به نیروهای مسلح آماده باش دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها