فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حق رأی

تأییدنشده

das Stimmrecht جمع: die Stimmrechte اسم

اسم

  • حق رأیحَقِ رأیتأییدنشده

دستور زبانِ Stimmrecht

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Stimmrechtes, des Stimmrechts
جمع
die Stimmrechte
تلفظ
[ˈʃtɪmˌʁɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • Stimmrechteحالت نهادی، جمع
  • Stimmrechtesحالت اضافی، مفرد
  • Stimmrechtsحالت اضافی، مفرد
  • Stimmrechteحالت اضافی، جمع
  • Stimmrechteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Stimmrechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Stimmrechteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Man gab den Frauen das Stimmrecht.

به زنان حق رأی داده شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3865079), cojiluc (fa #10087957), tatoeba.org
منابع و مجوزها