فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روز مقرر

تأییدنشده

der Stichtag جمع: die Stichtage اسم

اسم

  • روز مقررروزِ مُقَرَرتأییدنشده

دستور زبانِ Stichtag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Stichtages, des Stichtags
جمع
die Stichtage
تلفظ
[ˈʃtɪçˌtaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Stichtageحالت نهادی، جمع
  • Stichtagesحالت اضافی، مفرد
  • Stichtagsحالت اضافی، مفرد
  • Stichtageحالت اضافی، جمع
  • Stichtageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Stichtagenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Stichtageحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها