ستاره
setâre[se.t̪ʰɒː.ɹé]
اسم
- ستاره
- اختر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کوکب
دستور زبانِ Stern
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Sterns, des Sternes
- جمع
- die Sterne
- تلفظ
- [ʃtɛʁn]
همهٔ صورتها
- Stern
- Sterne
- Sterns
- Sternes
- Sterne
- Stern
- Sterne
- Sternen
- Stern
- Sterne
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Kannst du kein Stern am Himmel sein, so sei eine Lampe im Haus.
اگر نمیتوانی ستارهٔ آسمان باشی، حداقل چراغ خانه باش.
Folge den Sternen.
اختران را دنبال کن.
Die amerikanische Flagge hat fünfzig Sterne.
پرچم آمریکا پنجاه ستاره دارد.
Je dunkler der Himmel ist, desto heller leuchten die Sterne.
هر چه آسمان تیرهتر باشد، به همان اندازه ستارگان روشنتر میدرخشند.
Er entdeckte einen neuen Stern.
او یک ستارهٔ جدید کشف کرد.
Die Sonne verdunkelt die Helligkeit der anderen Sterne.
خورشید درخشندگی دیگر ستارگان را تار میکند.
Betrachte die Sterne.
ستارگان را نگاه کن.
Welch ein Segen ist es, gemeinsam unserem Stern zu folgen!
با هم ستارهٔ خودمان را دنبال کردن چه برکتیست!
Am Himmel scheinen viele Sterne.
در آسمان ستاره های بسیاری می درخشند.
Betrachte die Sterne.
به ستارگان بنگر.